هواداران حامد زمانی

✿حامد زمانی✿

بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شما بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شما بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شما

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

اسلایدر

ترانه دیروز، امروز، فردا را بیشتر دوست دارم

بازدید: 732

حامد زمانی از علاقه خود به آهنگ ترانه دیروز، امروز، فردا سخن گفته و از این که آهنگ هایش به دل مردم نشسته است، ابراز خرسندی کرد.
حامد زمانی در گفت وگو با خبرنگار دیار آفتاب در حاشیه همایش تجلیل از مهندسی در اراک، با اشاره به تقدیر رهبر معظم انقلاب از ترانه هایش و مردمی شدن آنها، گفت:خدارا شکر که با شنیدن این شعار دلتان خنک می شود. چرا که هنوز هستند کسانی که با این شعار مشکل دارند و در واقع این افراد با حق وحقیقت مشکل دارند.
او در ادامه گفت: رهبر معظم انقلاب از ترانه مرگ بر آمریکا تقدیر کرده اند.
وی همچنین درباره این ترانه افزود هیچ ترانه ای تا این اندازه مورد نقد رسانه های دیداری وشنیداری غربی قرار نگرفته بود.به طوری که یک موج خبری در شبکه های BBC و VOA و روزنامه های غربی ایجاد کرد.
زمانی بعد از اجرای ترانه های گزینه های روی میز گفت در این ترانه از هفت اتفاق مهم که از بهمن۵۷تا کنون در کشورمان رخ داده بود به عنوان هفت نکته زیبا وهفت گزینه روی میز استفاده کردیم.وی خاطر نشان کرد: این هفت گزینه را در دوئل با گزینه های روی میز آمریکا قرار دادیم تا معلوم شود گزینه های روی میز کدام ماندگار وعزت مند وکدام دروغ وتهدید است. قطعا گزینه های روی میز ما بالاتر و والاتر از گزینه های دشمنان هستند.
وی در پاسخ خبرنگار دیارآفتاب که پرسید کدام آهنگتانم را بیش از همه دوست دارید پاسخ داد،ترانه دیروز امروز فردا را از همه بیشتر دوست دارم.

 

 

 

 


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت: 15:44 منتشر شده است
نظرات(0)

مردم عاشق چشم و ابروی من نیستند، حرفم را دوست دارند

بازدید: 741

تاریخ مصاحبه:اسفند ماه

چکیده مردم عاشق چشم و ابروی من نیستند، حرفم را دوست دارند :

غروب جمعه‌ای در اولین روزهای اسفند با حامد زمانی قرار گذاشتیم، نشستیم و درباره این روزهایش گپ زدیم. روزهایی که –چشم بد دور- دوران خوب و پرکاری را پشت سر می‌گذارد. و البته با تیرهای تخریب و تهمت هم این روزهای خوبش را هدف گرفته‌اند. اما حامد زمانی بیشتر دوست داشت از بخش اول ماجرا صحبت کند. از دعاهای مادران شهدا که پشت سرش است و باعث شده هر روزش را با کلی از این دعاهای خیر شروع کند. از اتفاقات خوبی که در حوزه شناسایی شاعر، خواننده و آهنگساز انقلابی دارد می‌افتد. شما هم در این گفت‌وگوی امیدوارانه سهیم باشید.

 19-ZAMANI

الان حدود دو سال از مطرح شدن حامد زمانی می‌گذرد. راهی که او در این دو سال آمده به نوعی راهی بی‌بازگشت است و باید در همین مسیر بماند. احتمالاً تغییر مسیر دادن و مثلاً خواندن ترانه‌هایی عاشقانه یا فضاهایی اینچنینی دیگر یا امکان‌پذیر نیست یا خیلی سخت است و بعید است که علاقه‌مندان هم قبول کنند. با این وصف آیا الان که به این مسیر نگاه می‌کنی راضی هستی؟ از اینکه در اینجا قرار داری پشیمان نیستی؟

این که می‌پرسید راضی هستی؟ باید سبک سنگین کرد. اتفاق‌هایی که در این دو سال افتاده است ـ که شاید بتوانم به چند تایی از آنها اشاره کنم ـ اتفاقات عجیب و غریبی بوده‌اند، مثلاً افتتاحیه جشنواره عمار که تمام مادران شهدا بلااستثنا آمدند و گل‌هایی را که به آنها هدیه داده بودند به من دادند و این اتفاقی است که فکر نمی‌کنم برای کسی پیش بیاید یا مثلاً چند روز پیش در ۲۲ بهمن در میدان امام اصفهان مردم ایستاده بودند که بعد از مراسم حامد زمانی بیاید و آهنگش را بخواند و حدود ۴۰، ۵۰ هزار نفر جمعیت بود که برای هیچ خواننده‌ای چنین اتفاقی نمی‌افتد. قبل از آن در خمینی‌شهر برنامه داشتیم و مادر شهید حیدری با دستخط خودش شعرم را نوشته، امضا کرده و عکس گرفته بود و آورد و به من داد. اینها اتفاقات تکرارنشدنی هستند. از آن طرف هم ناملایمات زیادی هست که راجع به آنها خیلی صحبت نمی‌کنم. بخواهم مقایسه کنم بسیار راضی هستم، چون کار ما بیشتر کیفی است و کاری به کمیت، تعداد طرفدار، لینک و دانلود نداریم. تأثیر می‌گذارد، ولی برایم نوع مخاطب مهم است و کسی که به ترانه‌ام گوش می‌کند و تأثیر کارم مهم است و بازخوردهایی که می‌بینم یا دیداری که با حضرت آقا رخ داد. اینها اتفاقاتی هستند که برای هر کسی تکرار نمی‌شود و خیلی راضی هستم و تا ته خط هم ان‌شاءالله ادامه می‌دهم.

یکی از ترانه‌ها در زمان انتخابات تبدیل به آهنگ ستاد آقای جلیلی شد. در مورد این موضوع صحبت کنید که آیا این انتخاب شما را ناراحت کرد یا نه؟راضی بودید؟ با حواشی‌ای که پیش آمد و در دو سه روز آخر شما هم در برنامه آقای جلیلی خواندید و هم در برنامه آقای قالیباف. به نظر شما این تجربه چگونه بود؟

قبل از انتخابات تقریباً می‌دانستم چنین اتفاقی پیش می‌آید و در مصاحبه‌ای گفتم یک‌سری ترانه تقدیم گفتمان انقلاب کردم که همه کسانی که تأیید صلاحیت شده و به مرحله آخر رسیده‌اند می‌توانند از این ترانه‌ها استفاده کنند. هدف حامد زمانی این بود که به فضای انتخابات شور بدهد و فضای انتخابات را قشنگ‌تر کند. قبل از آن هم گفتم همه مجازند از این آهنگ‌ها استفاده کنند. طبیعتاً چند آهنگ هم در ذهنم بود که برای انتخابات ساخته شوند که یکی از آنها همان «فریاد فردا» بود. قبلاً در این زمینه خیلی کار کرده بودم، از جمله تحریم، قلاده‌های طلا، پرواز و.. . که فریاد فردا هم یکی از آنها بود. برایم نوع رفتار طرف مقابل مهم است که چقدر اخلاق‌مدارانه باشد. ترانه دیروز، امروز، فردا روی فیلم انتخاباتی آقای جلیلی گذاشته شده بود. ترانه دیگری هم روی فیلم دو تا از کاندیداهای دیگر هم بود. تا اینجای کار اشکالی هم ندارد، ولی بعداً حرف‌هایی زده شد که کمی مرا اذیت کرد. مثلاً آقایان مصاحبه کردند که حامد زمانی خواننده ستاد انتخاباتی فلانی است، در حالی که واقعاً این طور نبود و قرار هم نبود این طور باشد. حتی قرار بود چند آهنگ در این فضا ساخته شود که اگر دوستان خواستند استفاده کنند. واقعاً هم این طور نبود که بروم و برای فلان ستاد بخوانم. انتخابات جلو رفت و مرزبندی‌ها و سیاست‌ها مشخص شد. من هم حق انتخاب و به قول معروف یک رأی داشتم. هم صبغه و شعارهای آقای جلیلی و هم شعارهای آقای قالیباف برایم محترم بودند و گذشته‌ای که داشتیم و لطف‌هایی که هر دو گروه به من کرده بودند، باید به‌نوعی جبران می‌شد و کاملاً به‌طور مساوی وقت و انرژی‌ام را بین آنها تقسیم کردم و اتفاقاً در یک روز هم بود. در میدان فلسطین در جشن آقای قالیباف ترانه‌ای را خواندم و چون خیلی شلوغ بود و ماشین گیر نمی‌آمد، پشت یک موتوری نشستم و به ورزشگاه رفتم و دقیقاً همان آهنگ را خواندم و یک آهنگ از من برای فیلم انتخاباتی آقای قالیباف و یکی هم برای فیلم انتخاباتی آقای جلیلی پخش شد. یعنی کاملاً مساوی بود، اما در فضای انتخاباتی جبهه‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌هایی شد که این دارد هم از توبره می‌خورد، هم از آخور، هم به نعل می‌زند و هم به میخ. در حالی که به نظر خودم این طور نبود و بهترین کار را کردم. وقتی حرف و حدیث‌ها تمام شدند، تقریباً همه متوجه شدند حامد زمانی بهترین موضع‌گیری را داشت و الان هم از اینکه از آن فضا سربلند بیرون آمده‌ام راضی هستم، چون در آنجا خیلی راحت می‌توانستند مرا خراب کنند و داشتند همین کار را هم می‌کردند. پیامک‌هایی که می‌آمد و خبرها و حرف‌ها صحیح نبودند. من که از این فضا راضی نبودم. صبر کردم و گفتم زمان مشخص می‌کند که خدا را شکر همینطور هم شد.

اما این حضور فعال در فضای انتخابات و گفتمان انقلاب باعث شد که انتقادات و تخریب‌هایی که علیه شما بود بیشتر شود. اگر تا قبل از آن می‌گفتند فلانی اصلاً هنرمند نیست و همان حرف های تکراری هنر برای هنر را می‌زدند، حالا دیگر تهمت حکومتی و دولتی بودن و رانت داشتن هم اضافه شد. درسته؟

این حرف‌های هنر برای هنر و… برای ماست و خودشان آزادند هر نقشی را که می‌خواهند بازی کنند و در آنجا هنر برای هنر نیست، ولی ما که بخواهیم انتخاب کنیم به حکومتی خواندن و نان به نرخ روز خوردن و این حرف‌ها محکوم می‌شویم. بنابراین چیز جدیدی نیست که حالا نیاز به توضیح داشته باشد. همیشه بوده و احتمالاً خواهد بود. بالاخره این تخریب‌ها بی‌دلیل هم نیست. شاید یک دلیلش اهمیت این حوزه و تأثیرگذاری آن باشد. فکر کنم بد نباشد کمی درباره اینکه چرا این حوزه موسیقی پاپ انقلابی اهمیت دارد صحبت کنیم. اگر بخواهیم مروری کنیم، بعد از انقلاب سرود انقلابی اوج گرفت و در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ فوق‌العاده بود و زمزمه می‌شد و مردم با آن ارتباط برقرار می‌کردند. در آن فضا پاپ جواب نمی‌داد، فقط سرود جواب می‌داد و به خاطر همین هم مردم استقبال کردند و هنوز هم وقتی می‌خوانید بوی گل و سوسن و… مردم بقیه‌اش را می‌خوانند یا الله الله را همه می‌خوانند. به خاطر این است که در آن فضا سرود جواب می‌داد. بعد از آن دچار سستی و فترتی شدیم. آقایان بودند، ولی طرفدار نداشتند. خواننده وقتی می‌تواند موفق و تأثیرگذار باشد که طرفدار خونی داشته باشد که روی او تعصب داشته باشد، یعنی آن قدر قبولش داشته باشد که وقتی حرف می‌زند، به حرفش گوش کند و به خاطر شخصیت طرف به موسیقی وی احترام بگذارد. آمدیم جلو و دیدیم ۳۰ سال گذشته است و برای حرف و گفتمانمان موزیکی که طرفدار‌ساز باشد نداشته‌ایم. کار به جایی رسید که وقتی آهنگ تحریم را خواندم، به من گفتند موسیقی ارزشی محکوم به شکست است. می‌گفتند چه کسی به آهنگی گوش می‌دهد که اسمش تحریم است؟ کی امکان دارد طرف در پلیرش یک فولدر باز کند و اسم حامد زمانی و ترانه‌اش مرگ بر امریکا، تحریم، پرواز، گزینه‌های روی میز و امام رضا(ع) بیاید، امکان ندارد.

 

همان موقع هم گفتم اگر از جنس خود مخاطب با او حرف بزنی، روراست باشی، نترسی و خودت را وقف این جریان کنی و مخاطب با تو احساس راحتی کند و بداند دروغ نمی‌گویی و واقعاً سر نترسی داری و آمده‌ای حرف او را بزنی، تو را می‌پذیرد و خدا را شکر این اتفاق افتاد. الان می‌توانم به جرأت بگویم در این دو سال یک اتفاق عجیب و غریبی افتاده و آن هم این است که تعداد طرفدارانی که به‌وجود آمده‌‌اند واقعاً زیاد است. بقیه خواننده‌ها ۱۲ـ۱۰ سال است که دارند می‌خوانند برای خودشان طرفدارانی دارند، ولی من ۳ـ۲ سال است که دارم می‌خوانم و اگر میزان را مثلاً نظرسنجی‌های تلویزیونی بگذاریم و یا مسابقه‌هایی که برگزار می‌شود، استقبال خیلی خوبی از این نوع موسیقی شده است. چند روز پیش یکی از دوستان زنگ زد و گفت: «در تاکسی بودم و یک مسابقه رادیویی بین خواننده‌ها گذاشته بود». گفت: «همه ترانه‌ها پخش شدند و طبیعتاً ترانه تو آخر بود که برای رأی دادن وقت کمتری باقی مانده باشد. آهنگ‌هایی که پخش شدند هیچ ربطی به حرف بچه حزب‌اللهی‌ها نداشتند تا اینکه رسید به آهنگ تو. گفتم: خدایا! این همه آهنگ آن طرفی، این یکی این طرفی، آبرویمان نرود. نکند آخر شود! حداقل یکی مانده به آخر شود. تمام شد و گوینده گفت می‌رویم رأی‌ها را بشماریم و وارد مرحله دوم شویم. وقتی گوینده برگشت، گفت آهنگ حامد زمانی با اختلاف زیادی به مرحله بعد رفت». اصلاً در جریان نبودم و نمی‌دانستم چنین اتفاقی دارد می‌افتد. اگر هم بودم هیچ‌وقت تبلیغ نمی‌کردم بیایید به من رأی بدهید. تا به حال این کار را نکرده‌ام. هیچ‌وقت هم نگفته‌ام فلان شبکه تلویزیونی! لطفاً آهنگم را پخش کنید. واقعاً جریان دارد با لطف الهی هدایت می‌شود و اگر این طور نبود، در دهه فجر مرده بودم، چون حجم کار فوق‌العاده بالا بود و احساس می‌کردم انگار یکی دارد هدایت می‌کند. همه این آهنگ‌ها را ۴-۳ روزه می‌ساختیم. سرعت عجیب و غریبی بود که مثلاً در عرض ۳ روز آهنگ حضرت محمد(ص) را ساختیم، آن هم ۱۰ دقیقه آهنگ به سه زبان! گفتم به خاطر این راضی هستم و مانده‌ام. اینها اتفاقات قشنگی هستند که هر روز دارد می‌افتد و فلان جانباز، فلان فرزند شهید و فلان مادر شهید برایم هدیه، نامه و ایمیل می‌فرستند و می‌بینم صبح که بلند می‌شوم ۱۰ تا دعای خیر پشت سرم هست، باعث می‌شود در این حرکت نور را ببینم که در زمان به من میانبر می‌دهد. مدیر برنامه که ندارم، خودش دارد چیده می‌شود و جلو می‌رود و خدا را شکر به بهترین نحو هم جلو می‌رود و این اتفاقات دارند می‌افتند. بعد از گزینه‌های روی میز مطلبی نوشتم و در آنجا گفتم این پدیده‌ای که به اسم حامد زمانی مطرح شده است، دو ضلع دیگر هم دارد که اینها در واقع با هم خوب چفت شده‌اند، یکی مدیریت جسور و هوشمندی است که در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اهمیت ورود به این حوزه را درک کرد و دیگری قطعاً شعر خوب است، یعنی شعری که هم قوی است و هم خیلی نمک دارد و همه‌فهم است و مردم با آن ارتباط برقرار می‌کنند. آقای سیار، آقای عرفان‌پور و دوستان شما. کمی درباره این همکاری صحبت کنید، چون شاید اگر این شعرها نبود و اگر از آن طرف این شعرها بودند و خواننده نبود، این اتفاق به این شکل نمی‌افتاد. این همکاری را چگونه می‌بینید؟ دقیقاً همین که می‌گویید درست است. اگر سؤال هم نمی‌کردید قطعاً به این قضیه می‌پرداختم که اینکه خواننده آهنگ و حرف شاعرش را بفهمد و بالعکس نعمتی است که جفت و جور شد. مهدی سیار غزل‌سرا بود و کتاب غزل داشت. میلاد عرفان‌پور هم همین طور و قالبشان قالب کلاسیک بود. فکر می‌کنم مهدی سیار قبلاً چند کار کرده بود که اگر اشتباه نکنم زبانشان زبان معیار بود و خلاصه به این شکل کار نشده بود. یک روز شعری به دستم رسید. قبلاً چون خودم شعر کار می‌کردم، کارهای مهدی سیار و میلاد عرفان‌پور را می‌خواندم و به‌واسطه آن شعر معروفش، کم و بیش وی را می‌شناختم. شعری به دستم رسید که این طور شروع شده بود: «سخت است گفتنم، اما از آن سخت‌تر نگفتن»، این هم زبان معیار بود. گفتند: «این کار را می‌سازی؟» گفتم: «برای چه کاری؟» گفتند: «قلاده‌های طلا». گفتم: «بله، می‌سازم». به نظر من در مملکت ما هنرمندی موفق می‌شود که تکلیفش با خودش معلوم باشد، یعنی اگر قرار است از این لیوان بخواند، واقعاً از همین لیوان بخواند. پس‌فردا نرود از چیز دیگری بخواند که این را نقض کند. اگر قرار است از این بخواند یک‌جوری برنامه‌ریزی کند که دائماً در همین مسیر باشد. چنین هنرمندی موفق است، حتی اگر با عرض معذرت چرت و پرت بخواند. مردم از هنرمندی که ثبات ندارد خوششان نمی‌آید و مخاطب تو را نمی‌پذیرد. آن موقع هم تصمیم گرفته بودم بخوانم و از گفتمانی هم بخوانم که قلاده‌های طلا و بحث فتنه در چارچوب آن قرار گرفت. به قول دوستان یک دیوانه می‌خواستند بیاید راجع به این قضیه بخواند که آن دیوانه هم کسی نبود جز من. کار را خواندیم. ـ جلو رفتیم و با مهدی سیار رفیق شدم. این رفاقت بسیار کمک کرد و باعث شد کارها را با هم پیش ببریم. هر قدر شاعرتان را بیشتر بشناسید و او شما را بیشتر بشناسد، انسجام هنری‌ای که اتفاق می‌افتد بیشتر است. کار به جایی رسید که وقتی مهدی شعر مرگ بر امریکا را می‌گفت، نیاز نبود بیاید و برایم توضیح بدهد. یعنی همان چیزی که در ذهن مهدی سیار هست پیاده می‌کنم و همان ملودی‌ای که در ذهن اوست، در ذهن من هم اتفاق می‌افتد و این اتفاق عجیب و غریبی است. همین طوری برای اشعار میلاد عرفان‌پور. از شعر مرگ بر امریکا به این طرف هم همگی به وزن و ساختار جالبی رسیده‌ایم که دارد جواب می‌دهد. همیشه هم گفته‌ام این کارها بدون شعر خوب هیچ‌وقت موفق نمی‌شد و درصد عظیمی از موفقیت این کارها مدیون شاعران بالاخص مهدی سیار و میلاد عرفان‌پور است.

این آهنگ‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟ شعر را به شما می‌دهند؟ یا با هم تصمیم می‌گیرید درباره موضوع خاصی کار کنید؟ از کجا شروع می‌شود و چگونه ادامه می‌یابد؟ قالب مشخصی دارد یا مثلاً موضوعی به ذهنتان می‌رسد و می‌گویید درباره این بسازیم؟ یا آنها اول شعر را می‌گویند؟

در همه این کارها اول سوژه شکل می‌گیرد و به خود شاعر می‌سپارم و می‌گویم برو استارت کار را بزن و ببین شعر دندان‌گیری نصیبت می‌شود یا نه؟ می‌رود و شروع می‌کند. اگر شعر آن قدر محکم و قوی شده باشد که ملودی را فدای شعر کنم، بر اساس شعر ملودی می‌سازم، ولی یک وقتی ملودی بسیار خوبی دارم که با آن سوژه جور است و ملودی را به شاعر می‌دهم و شاعر روی آن شعر می‌گوید که این کمتر اتفاق افتاده است، ولی اول از سوژه شروع می‌شود و اگر به کارها دقت کنید سوژه‌های خوبی داشته‌اند. اتفاق خوبی هم که افتاده این است که سعی کردیم برای هر تراکی هر کیفیتی که دارد برایش رونمایی بگیریم و این خیلی کمک کرده است. تراک‌هایی موفق شده‌اند که برایشان رونمایی گرفتیم و پخش خوبی داشته و به آن حرف احترام گذاشته شده است. این هم یکی از کارهایی بود که انجام دادیم و خدا را شکر جواب داد. همه چیز باید دست به دست هم بدهند، از سوژه که شکل می‌گیرد تا شاعر و آهنگساز و میکس و مسترکننده باید دست به دست هم بدهند و در نهایت پخش خوبی باشد تا کاری موفق شود. تبلیغ و پخش عامل بسیار مهمی است، ولی الان طوری شده است که به لطف فاطمه‌زهرا(س) حامد زمانی وقتی آهنگی را بیرون می‌دهد، ملت پیگیری می‌کنند و این اتفاق خوبی است.

20-ZAMANI-1200

همکاری با رضا هلالی چگونه پیش آمد؟

در سال ۸۵ که زینت آسمان را خواندم رفاقتمان با آقای حاج رضا هلالی شروع شد و تا الان هم ادامه دارد. خیلی کارها با هم تعریف کردیم. به خاطر شأنی که مداح‌ها دارند و باید حفظ شود، کار کمی سخت بود و خیلی خواستیم این تلفیق شکل بگیرد و این همکاری صورت بگیرد و هر بار به دلایلی نمی‌شد تا اینکه در آهنگ امام رضا(ع) همه چیز جور شد، چون تهیه‌کننده‌ای داشتیم که پای کار ایستاد و رفت شبکه یک و شبکه یک پشت قضیه ایستاد و ایده این بود که هر روز رأس ساعت هشت آهنگ امام رضا(ع) پخش شود. ملودی طوری بود که مداح می‌توانست بخواند و فضای آهنگ جوری بود که به کسی برنمی‌خورد. همه اینها اتفاقات خوبی بودند که افتادند و باعث شدند این آهنگ بگیرد. خدا را شکر. به صدا و سیما اشاره کردید. می‌خواهم سؤالی را بپرسم، ولی اگر فکر می‌کنید پاسخ به آن برایتان تبعات دارد می‌توانیم حذف کنیم یا اصلاً جواب ندهید. وقتی سرود انقلابی در صدا و سیما فروکش کرد، عده‌ای در آنجا جای پا پیدا کردند. حتی اگر غرض‌ورزانه هم نبود، اما به هر حال قالبی در صدا و سیما و در حوزه موسیقی و ترانه شکل گرفت. ممکن است طرف عنادی هم با این قضیه نداشته باشد، اما پانزده سال جا افتاده است که فلان نوع موسیقی پخش شود و فلان افراد بخوانند. برایم جالب بود که از بعد از عید امسال یکی از ترانه‌‌سراهایی که از نظر وزارت ارشاد ممنوع‌الصدا، ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الاسم است، چهار پنج تیتراژ سروده است. معلوم می‌شود بالاخره در صدا و سیما یک قالب شکل گرفته است. آیا در صدا و سیما هم با مشکلاتی که ممکن است علیه این فضایی که شما کار می‌کنید وجود داشته باشد روبرو بودید؟ می‌دانم مثلاً سر تیتراژ ماه عسل مسائلی بود. این بحث را باید از فضای فرهنگی شروع کنیم.

 

دقیقاً همین طور است. تیپ خاصی با تفکرات خاصی در آن فضا تثبیت شده‌اند و در ارشاد، صدا و سیما و جاهای دیگر هستند. طبیعی و در ذات هر سازمانی هست و این اتفاق می‌افتد، ولی حرفم چیز دیگری است. مسئولان فرهنگی کشور ما وقتی حرفی را می‌زنند پای حرفشان بایستند. وقتی می‌گویند حمایت از موسیقی ارزشی یا فلان سازمان این مطلب را در اساسنامه‌اش آورده است، طبیعتاً باید حمایت کند و آن موقع دیگر نباید چون و چرا کند که چرا از حامد زمانی حمایت کردی، چون وظیفه‌اش هست که از موسیقی‌ام حمایت کند. جلوتر می‌آییم، درگیر یک‌سری تناقضات می‌شویم که اگر سکوت کنیم، حرام است. مثل این جشنواره موسیقی مقاومتی که برگزار شد. آقایان اول می‌آیند ایده‌اش را می‌دهند و صحبت‌هایش را می‌کنند، بعداً می‌بینیم اتفاقی که رخ می‌دهد هیچ ربطی به مقاومت اسلامی ندارد، یعنی حتی یک اتفاق قشنگ در این جشنواره در این زمینه نیفتاده و حتی یک خروجی خوب نداده و یا خواننده‌ای که در این فضا لطمه و ضربه خورده است و حرف شهدا و انقلاب را گفته باشد، نیست. حتی در آنجا هم ناز می‌کنند. مخاطب نشسته است تا اسم شهید می‌آید هو می‌کنند که این چیست؟ شش و هشتش کن! مگر مجبوریم جشنواره موسیقی مقاومت بگذاریم؟ می‌آیند حامد زمانی را کنار می‌گذارند و خواننده‌ای را که تا دیروز در شبکه ماهواره‌ای با دستبند سبز حرف می‌زد و مستند و کلیپ‌هایش در شبکه‌های مختلف پخش می‌شود و نمی‌خواهم درباره‌اش حرف بزنم می‌آورند و طرف نفر برگزیده جشنواره موسیقی مقاومت اسلامی می‌شود! یا اشعاری که در آن جشنواره خوانده می‌شود کاملاً ضد جنگ است. درباره این موضوع صحبت کردم و مطلبی هم نوشتم که منتشر شد تا می‌رسیم به موسیقی فجر که باب جداگانه و بحث مفصلی دارد و… و حالا می‌رسیم به صدا و سیما. صدا و سیما اول آثارم را پخش کرد و یکی از دلایل عمده مطرح شدن حامد زمانی صدا و سیماست و نمی‌شود این قضیه را کتمان کرد، ولی حامد زمانی هم دارد از این طرف هزینه می‌دهد. هیچ‌وقت نگفته‌ام باید از من حمایت شود. نیازی به این کار ندارم. دارم کارم را می‌کنم، ولی دوستانی که می‌گویند وظیفه ما این است که از موسیقی ارزشی حمایت کنیم، باید این کار را بکنند و اگر دارند کار حامد زمانی را پخش می‌کنند، به نظرم دارند به وظیفه‌شان عمل می‌کنند. اوایل به من لطف داشتند و از بسیاری از رؤسای شبکه‌ها تشکر هم می‌کنم. از آقایان ضرغامی و دارابی که همیشه به من لطف داشته‌اند تشکر می‌کنم، ولی نباید خرده بگیریم. از این طرف دارم تلاش خودم را می‌کنم که ده تا خواننده ارزشی داشته باشیم و واقعاً هم دارم برای این قضیه برنامه می‌ریزم تا این تبدیل به یک جریان شود و فضا را در دست بگیریم و دیدیم اتفاق هم افتاد و طرفدار هم دارد. یعنی مردم حاضرند بلیت بخرند و به کنسرت حامد زمانی بیایند. مردم حاضرند هزینه کنند.

داخل پرانتز، کنسرت چطور بود؟

خیلی خوب بود، فقط اشکال این بود که بدجور سرما خورده بودم و به سئانس دو نرسیدم. چند تا تراک را حذف کردیم. تلویزیون دو تراک را پخش کرد، همه فهمیدند چقدر حالم بد است. به ضرب و زور آمپول سر پا بودم. آن هم حکمت خودش را داشت، ولی مردم راضی بودند. نگذاشتم کار از دستم در برود و افتضاح به بار بیاید. خدا را شکر با هر زحمتی بود تا انتها پیش رفت. برگردیم به همان حرف قبلی. این اتفاق افتاده است و هنوز عمری ندارد و دو سال است. هنوز آلبوم بیرون نداده‌ام و واقعاً هم فرصت آلبوم دادن نداشتم. کار پشت کار. اتفاقی افتاده و شکل گرفته است و حالا باید برنامه‌ریزی شود و همه از آن مواظبت کنند. نمی‌دانم به وبلاگم سر زدید و کامنت‌هایی را که مردم می‌گذارند خوانده‌اید یا نه؟ مردم دارند پای این آهنگ‌ها وقت می‌گذارند. طرف بعد از نمازش دعا می‌کند. خیلی از مادران شهدا وقتی خبر بدی راجع به من منتشر می‌شود سفره می‌اندازند و نذر می‌کنند. مردم ارتباط برقرار کرده‌اند، چون این حرف‌ها را دوست دارند. حامد زمانی را هم به‌واسطه این فضا دوست دارند. مخاطبم هم اصلاً تعارف ندارد و حرفش را رک و راست به من می‌زند که اگر پایت را از این خط بیرون گذاشتی دیگر تو را نمی‌خواهیم. عاشق چشم و ابرو و صدای حامد زمانی که نیستند. حرفی که دارد می‌زند برایشان مهم است. تعارف که نداریم. چرا قبل از آن نبودند؟ یا چرا طرفدار خواننده دیگری نیستند؟ یا چرا وقتی کنسرت می‌گذاریم می‌آیند و می‌گویند اصلاً در خانواده موسیقی گوش نمی‌دادیم. مگر امکان داشت در خانه ما موسیقی پخش شود. حالا پدرم منتظر است آهنگ تو بیاید و گوش می‌دهد و شعر را حفظ می‌کند. خانواده‌هایی که اصلاً موسیقی در خانه آنها وارد نمی‌شده است حالا طرفدار هستند و دوست دارند این طرفداری را نشان بدهند و وقت می‌گذارند. این اتفاق افتاده است و حالا باید حمایت شود. دیدیم موسیقی ابزاری است که آن را فراموش کرده و به دست دیگران سپرده بودیم. طی این چند سال هم هزینه دادیم و فضا از دست ما خارج شد. حالا دیدیم می‌شود دست گرفت، یعنی کافی است به مردم کار خوب ارائه بدهیم و با مردم روراست باشیم. می‌توانیم از این فضا استفاده کنیم.

21-ZAMANI-1200

به نکته مهمی اشاره کردید و آن بحث جریان‌سازی است. وقتی کسی در مسیری نفر اول هست، ناخودآگاه شاید این انتظارها به‌وجود بیاید که او محور شود و بقیه دور او جمع شوند. البته تنها بودن شاید یک کم کیف هم داشته باشد که مثلاً من تنها انقلابی‌‌خوان هستم و چه بهتر که تک بمانم. برای اینکه تعداد خواننده‌هایی از این دست زیاد شود هم کاری شروع شده؟

گاهی به من می‌گویند الان خودت هستی و خودت. دیوانه‌ای چند تای دیگر را هم بیاوری؟ ولی ما داریم کارهایی برای زیاد شدن این افراد انجام می‌دهیم. شاهدم کارهایی است که داریم می‌کنیم. شاید بشود گفت الان دارم مرحله خوبی از کار حرفه‌ای‌ام را سپری می‌کنم و همه چیز خوب است. اگر وقتم را روی پیدا کردن خواننده دیگری یا تربیت او بگذارم، طبیعتاً باید از کارهای دیگرم بزنم. وقت کمی هم نمی‌گیرد، چون همین رصد کردن و گوش دادن نیاز به زمان و آنالیز دارد. یک نفر هم که نیستند. شاید روزی ۱۰۰ تا ایمیل و کار دریافت کنم که آقا! من همانی هستم که دارید دنبالش می‌گردید و صدایم خوب است، ولی وقتی گوش می‌کنی جور در نمی‌آید. یکی صدایش خوب است و وقتی با او صحبت می‌کنی می‌بینی خیلی توجیه نیست. یکی توجیه هست اما صدا ندارد. خلاصه جور در نمی‌آید و نیاز به برنامه‌ریزی هم دارد و می‌توانم بگویم قبل از امسال کارهایش را کردیم و اتفاق فوق‌العاده خوبی برای کشف و پرورش استعداد ـ چه در خوانندگی، چه شعر و چه آهنگسازی ـ در راه است. شاید بتوانم بگویم چندین ماه است نیمی از وقتم را روی این قضیه گذاشته‌ام و خدا را شکر در حال حاضر به بار نشسته است و خوب دارد حمایت می‌شود و فضای مساعدی است و دوستان هم لطف دارند. امیدوارم این اتفاق سریع‌تر بیفتد، چون یک نفر را راحت می‌زنند، ولی وقتی جریان بشود، سخت می‌شود آن را زمین زد.

در جشنواره موسیقی فجر می‌خواستید شرکت کنید یا نه؟

نه، اصلاً مثل همان سؤالی است که پرسیدند: «عاشقانه می‌خوانی؟» جواب دادم: «نه، آن قدر عاشقانه‌خوان خوب داریم که مردم هم دوستشان دارند و به کارهایشان گوش می‌دهند». این طرف را باید داشته باشید. جشنواره فجر هم برای ما نیست. همان طور که باید جشنواره فیلم عمار داشته باشیم، باید در موسیقی هم یک جشنواره از تیپ خودمان داشته باشیم. اگر در جشنواره فجر شرکت کنم، یعنی خیلی از حرف‌های خودم را نقض کرده‌ام. این تناقض را دوست ندارم و دوست دارم جشنواره‌ای باشد که همه چیز آن برای خودمان باشد و کسی که می‌آید آنجا می‌نشیند بگوید آقا! شما از شهدا بخوان. پس چرا داری دست دست می‌کنی؟ از امام حسین(ع) بخوان. این اتفاق باید بیفتد، نه اینکه بنشیند و بگوید چرا می‌خوانی؟‌ای بابا! باز هم غم، باز هم ناله. دست شما درد نکند. اگر حرفی هست که دوست دارید بزنید و نپرسیده‌ام… خیلی حرف‌ها هست که باید زده شود، ولی الان اگر بگویم ممکن است در نیاید. بماند برای بعد.


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت: 15:43 منتشر شده است
نظرات(0)

گفتگوی ” حامد زمانی ” در جشن هم آواز با طوفان

بازدید: 708

این دیوانگی را با عاقلی عوض نمی کنم …

.

• ما خط‌مان را از همان زمانی که ترانه قلاده‌های طلا را در همین حسینیه اجرا کردیم؛ مشخص کرده‌ایم.
.
• بعضی ها می گویند؛ یک دیوانه پیدا شده که هر چه می‌گوییم می‌خواند. من هم می‌گویم این دیوانگی را با صد عقلانیت عوض نمی‌کنم.
.
• بیشتر اوقات وقتی سفارش هایی به شاعران می‌دهم، می‌بینم که می‌ترسند و خودشان را خرج نمی‌کنند. بسیاری از انجام کارهایی از این دست می‌ترسند و از زیر کار درمی‌روند. امیدوارم کارمان به جایی برسد که دیگر ترسی از این سوژه‌ها و کارها در میان نباشد.
.
• یکی از امیدهایی که این کار به من داد ظهور یک شاعر قدرتمند و آینده‌دار با نام علی فردوسی بود. وقتی شعر را دیدم مطمئن بودم که اگر این کار در سطح وسیعی پخش شود می‌تواند با موفقیت همراه باشد.
.
• بعضی اوقات می‌شود با دست خالی هم کار کرد. برای همین قطعه هم آواز طوفان؛ چون سراغ هر استودیویی رفتیم پر بود؛ در خانه با بالش و پتو وپشتی یک استودیدی خانگی درست کردیم و این قطعه را در خانه ضبط و برای اجرای امروز آماده کردیم!
.
• متاسفانه بیشتر اوقات وقتی آثار ارائه می‌شود، فقط من دیده می‌شوم، نقش شاعران و کسانی که کارها را تنظیم می‌کنند نیز نقشی مهم و قابل توجه است که نباید فراموش کرد.
.
• ‌ بخشی از موفقیت‌های کارهای من مدیون شاعرانی است که با آنها همکاری کردم، از جمله محمد مهدی سیار و میلاد عرفان‌پور. یکی از نعمت‌هایی که خداوند به من داد همین مهدی سیار است چرا که هم من او را می‌فهمم و هم او را درک می‌کند.

لینک دانلود مصاحبه ی تصویری از سایت راه نوا


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت: 15:42 منتشر شده است
نظرات(0)

مصاحبه حامد زمانی با وطن امروز

بازدید: 846

حامد زمانی گفتگوی مفصلی با روزنامه «وطن امروز» انجام داده است که همینک میتوانید این مصاحبه را بخوانید

 

دانلود فایل پی دی اف مصاحبه (صفحه یک ، صفحه دو)
vatanemrooz11
vatanemrooz12
گفت‌وگو با حامد زمانی خواننده ترانه‌های «مرگ برآمریکا» و «گزینه‌های روی میز»
صدای‌انقلاب است که می‌ماند
 

علیرضا پورصباغ: خواندن ترانه‌ها و سرودهای انقلابی با پایان جنگ در رسانه‌های جمعی تا حدودی کمرنگ شد و پس از اواخر دهه ۷۰ تقریبا ترانه‌هایی با انگاره‌های ضداستعماری در مواجهه با تهاجم فرهنگی خوانده نمی‌شد. صدای حامد زمانی صدای نسل انقلابی معترض امروز است که به استکبار جهانی و ریشه‌های ظلم در عرصه بین‌الملل می‌تازد. شاید به اندازه روزنامه‌های زنجیره‌ای وسعمان نرسد که ویژه‌نامه‌های قطور آنچنانی چاپ کنیم اما در پایان سال چند گفت‌وگوی ویژه را به خوانندگان «وطن امروز»‌ تقدیم می‌کنیم که گفت‌وگو با حامد زمانی یکی از این گفت‌وگوها به شمار می‌رود.
جریان رسمی سرود انقلابی در سال ۱۳۷۶ تا حدودی متوقف شد. کمی از ورودت به این فضا و احیای ژانر موسیقی انقلابی بگو. حتما مسیر سختی را پشت سر گذاشته‌ای که امروز به عنوان خواننده انقلابی شناخته می‌شوی.
حرف شما درست است. اگر بخواهیم دنبال مقصر باشیم تا حدودی خود هنرمندان مقصرند. در واقع مقصر اصلی هستند. ۵۰ درصد بقیه‌اش بین مسؤولان و متولیان امر و از طرف دیگر، رسانه‌ها تقسیم می‌شود. ترسی بین هنرمندان وجود دارد که اگر ما به یکسری از موضوعات ملی بپردازیم یا یکسری مضامین انقلابی را دستمایه خواندن قرار دهیم، این مساله موجب ریزش مخاطبان می‌شود. چرا این اتفاق می‌افتد؟ مگر رسالت هنر جز این است که به همه چیز می‌تواند بپردازد؟ یعنی محدوده هنر آنچنان آزاد است که به هر موضوعی می‌تواند بپردازد. انتخاب من هم همین مضامینی است که به آن می‌پردازم. همیشه بر این باور بوده‌ام که اگر کار درست تحویل مخاطب داده شود طرفدار پیدا می‌کند. مثلا درباره یک بسته دستمال کاغذی اگر بخواهی کاری بسازی و آن را درست بسازی و باور داشته باشی بالاخره مخاطب خودش را پیدا خواهد کرد چون به هرحال افرادی که مثل تو فکر کنند در جامعه وجود دارند، چه برسد به موضوعاتی مثل انقلاب، اهل بیت و ارزش‌ها و اعتقاداتی که میلیون‌ها میلیون نفر طرفدار دارد و در سراسر کشور افراد زیادی پیدا خواهند شد که مثل تو فکر می‌کنند.
پس چه شده که در این چند ساله آنطور که شایسته است به این مضامین پرداخته نشده است؟ چرا نتوانسته‌ایم کنسرت‌های فراوانی با همین ژانر اعتقادی انقلابی اجرا کنیم و مردم هم بابت آن پول بپردازند.
مطمئنا مردم بابت اجرای چنین کنسرت‌هایی پول می‌دهند و حتما حضور پرشورتری خواهند داشت. بنده حداقل تجربه چنین کاری را داشته‌ام اما آنچه جای سوال است این است که چرا آلبومی نداشته‌ایم که پاپ سیاسی یا پاپ مذهبی بخواند و مردم بابت آن آلبوم پول بپردازند؟ چرا چنین حرکت‌هایی در قلب فرهنگ انقلابی جایی نداشته است؟ به نظرم مساله و سوال اصلی همین است. این ترس و واهمه همیشه بوده که این ژانر موسیقی اعتقادی انقلابی مخاطب ندارد و با شکست مواجه خواهد شد. البته من هم در ابتدای کار با این مساله مواجه بوده‌ام.
نمونه‌هایی هم وجود داشته که افرادی قصد داشته‌اند به سمت این کارها بروند. نمونه‌اش علیرضا عصار است که آهنگ‌هایی را با تم انقلابی و مذهبی خواند اما همین فرد در قالب یک جریان معترض اجتماعی وقتی در دوره اصلاحات ترانه ماندگار «خیابان‌خواب‌ها» را در نقد جریان اصلاحات خواند،پس از چندی بایکوت شد! چه اتفاقی برایش افتاد؟
دقیقا! این مساله طبیعی است. ببینید این خیلی واضح است که عده‌ای نمی‌خواهند صدای ارزش‌های ما به گوش مردم برسد. طبیعی است.
این جریان دقیقا چیست؟ همیشه به طور کلی از آن صحبت می‌شود.
نمی‌توان گفت این جریان، چه افرادی را شامل می‌شود چون همه جا هستند. همه جا! اگر هم به دنبال آنها بگردیم، خودمان به این مسائل دامن زده‌ایم. ببینید هیچوقت BBC   یا VOA در طول این ۳۰ سال نتوانستند کسی را زمین بزنند یا دلسرد کنند. هیچگاه رسانه‌های غربی نتوانستند این کار را بکنند. اینکه گاهی فردی پیدا می‌شود که از روی دغدغه شروع به خواندن می‌کند و بعد ناگهان دیگر اثری از او نیست پس از خودی‌ها ضربه خورده است. یا آدم پوست‌کلفتی مثل من را می‌خواهد یا اگر منطقی باشیم، نیاز به تشویق دارد. همه مدام می‌گویند؛ «مرگ بر آمریکا» فوق‌العاده بود! درست است. من به جرأت می‌توانم بگویم «مرگ بر آمریکا» تأثیر خودش را گذاشت.
مصیبت‌های تو از اینجا شروع نشد؟ یعنی همان اتفاقی که برای عصار افتاد. یعنی وقتی عصار آن آهنگ اعتراضی را خواند، آیا این ترانه «مرگ بر آمریکا» یک شروع برای کمرنگ کردن حامد زمانی نیست؟
وقتی که حامد زمانی «دیروز، امروز، فردا» و «تحریم» و… می‌خواند کاری به او ندارند. اما حرف و حدیث‌ها مثلا از چنین جاهایی شروع می‌شود: «مرگ بر آمریکا» یا «گزینه‌ها» و… «مرگ بر آمریکا»، «گزینه‌ها» و… منتشر شد و باعث شد حامد زمانی بیشتر شناخته شود و باعث علاقه بیشتر مردم به او شد. تقدیر خوب است اما من وقتی واقعا تشویق می‌شوم که ببینم حرکت‌های سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی‌شده‌ای در جهت بازتعریف و گسترش موسیقی ارزشی انجام شود، چیزی که وظیفه اکثر مراکز فرهنگی ما است. وقتی تقدیر واقعی صورت گرفته که ببینم این حرکت‌های انفرادی تبدیل به یک جریان شده. این خواسته من است و این روزها دارم همه تلاشم را می‌کنم که این اتفاق بیفتد. ما وظیفه خودمان را انجام می‌دهیم و مسؤولان هم باید وظیفه خودشان را انجام دهند.
مثلا فلان خواننده کمی از شهدا که می‌خواند، خبر دارم دوره‌اش می‌کنند دیگر از این آهنگ‌ها نخوان. اما سوال اساسی‌تر من این است که تو که الان در خواندن ترانه‌های اعتقادی و انقلابی برند هستی و از همه خوانندگان پاپیولار سرآمد‌تر به این موضوع پرداختی چرا در جشنواره موسیقی مقاومت حضور نداشتی؟
عده‌ای از آقایان گفتند که قصد دارند جشنواره موسیقی مقاومت برگزار کنند، با من هم صحبت کردند، قضیه تا حدودی پیش رفت. کنفرانس خبری. جشنواره موسیقی مقاومت اسلامی هم برگزار شد. قرار شد در برج میلاد برنامه اجرا شود. یک روز با مسؤول برنامه‌های من تماس گرفتند که فردا آقای زمانی اجرا دارند. با تعجب پرسیدیم: کجا؟ گفتند: برج میلاد! حامد زمانی و کاوه آفاق روز فلان در سالن برج میلاد! کاوه آفاق در جشنواره موسیقی مقاومت چه کاری می‌تواند داشته باشد؟ من گفتم برای من که از قبل از برگزاری و برنامه‌ریزی جشنواره در جریان بوده‌ام، این طرز دعوت، صحیح نیست. روز بعد تیتر زدند که حامد زمانی برای اجرا در برج میلاد نرفت. واقعیت این است که هر چیزی جایی دارد و حرمتی و احترامی. ما نگفتیم در کنسرت‌ها فلان کار را نکنید یا بکنید اما در جشنواره موسیقی مقاومت یا جشنواره فجر می‌گوییم، اعتراض که می‌کنیم هیچ، باید تغییر هم بدهیم! وقتی که این اسم را انتخاب کردید؛ «جشنواره موسیقی مقاومت» یعنی اینکه اثری که در این جشنواره خوانده می‌شود باید به مقاومت ربط داشته باشد. نمی‌خواهم اشاره کنم اما یکی از همین ترانه‌هایی که در جشنواره مقاومت اجرا شد حتی به شهدا اهانت می‌کند. من می‌گویم هر چیزی جای خودش را دارد. آیا ما می‌گوییم که چرا در رسانه‌ها و مجلات خودتان ما را راه نمی‌دهید؟ این افرادی که بنده به آنها نقد دارم اصلا دلشان برای پیامی که از دل ترانه‌های زمانی بیرون می‌تراود، نسوخته است! اصلا حواسشان جای دیگری است.
«مژدگانی می‌رسد ‌ای خیابان‌خواب‌ها، می‌رسد ته‌مانده بشقاب‌ها، در صفوف ایستاده در نماز، ابن ملجم‌ها فراوانند باز» این حرف امروز ما است که آن روز زده شد ولی چون در دوره اصلاحات خوانده شده است رفته‌رفته بایکوت شد. اگر خاطرت باشد از سال ۱۳۸۲ بعد از انتشار این آلبوم، وزارت ارشاد در را روی برخی خواننده‌ها بست. خاطرم هست یکی از دوستان، از سال ۸۲ تا ۸۴ تلاش می‌کرد مجوز موسیقی بگیرد. موسیقی‌ای که تم انقلابی، ملی و معترض به جریانات اصلاحات داشت و کاوه یغمایی موسیقی‌اش را ساخته بود. ولی مجوز نگرفت.
حرف من هم همین است که یا درها را محکم می‌بندیم یا باز باز می‌کنیم. من می‌گویم هر چیزی جای خودش! چرا ما جشنواره فیلم عمار راه می‌اندازیم چون آنقدر به حوزه سینمای انقلاب نپرداختیم که شرایط کنونی سینما چنین شده است. سوالم این است؛ کجا ما راجع به انقلاب، دفاع مقدس و ارزش‌ها فیلم ساختیم که خوب ساخته شده و مردم استقبال نکرده‌اند؟
با اینکه همیشه ساطور روشنفکری بالای سرمان بوده، مجموعه اخراجی‌ها،  رسوایی و معراجی‌ها همین الان به اندازه درآمد یک‌سال کل سینمای ایران فروخته است. سازنده‌اش یک بچه‌حزب‌اللهی است. کتاب « دا» پرفروش‌ترین کتاب بازار شد، در عرصه موسیقی هم با این همه هواداری که در طول این مدت برای ترانه‌های انقلابی پیدا کردی، منتظریم آلبوم تو پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی شود.
آلبوم من هم می‌آید. یکسری سایت‌های موسیقی، آهنگ‌های مرا گذاشته‌اند. آمار دانلودشان را ببینید. بالاخره مخاطب، دانلود می‌کند تا بداند حامد زمانی چه خوانده حتی اگر دوست نداشته باشد. این در ذات موسیقی من است. یک عده از حرف‌های من بدشان می‌آید و یک عده دوست دارند. اینجا حرف از حق و باطل است، حرف از اعتقادات است. کسی نمی‌تواند بگوید من ۵۰ درصد امام حسین را دوست دارم و ۵۰ درصد بقیه‌اش را دوست ندارم! یا بگوید من تا فلان جای انقلاب را دوست دارم و بقیه‌اش را نه! یک عده در مقابل آن گارد می‌گیرند و یک عده هم واقعا دوست دارند.
دقیقا موقع مذاکرات، آهنگ «مرگ بر آمریکا» را خواندی. فکر می‌کنی این دولت اصلا به تو مجوز آلبوم می‌دهد؟
مجوز می‌دهد چون اگر درست نگاه کنی، آهنگ «مرگ بر آمریکا» به مذاکرات کمک می‌کرد. هرچند که خدا شاهد است که ما آن را برای مذاکرات نخواندیم. شأن این آهنگ بالاتر از آن است که بگوییم برای تاثیر روی مذاکرات آن را تولید کردیم. طبیعتا روی این آهنگ فکر شده بود. البته روی ساخت آهنگ، ۴ روز بیشتر وقت نگذاشتیم ولی ایده و موضوع آن حقیقتا فکر شده و حساب شده بود. قرار بود این آهنگ روز ۱۳ آبان منتشر شود و بعد مصادف شد با فضای مذاکرات و…
یعنی پروسه انتخاب شعر و موزیک و… مربوط به چند ماه قبل‌تر از مذاکرات بود؟
ایده کار که مربوط به خیلی قبل‌تر بود. همین الان هم می‌توانم بگویم که ۶ ماه بعد قصد دارم چه آهنگی را پخش کنم. من برای خودم تقویم دارم ولی وقتی ناگهانی به فضای مذاکرات برخورد کرد عده‌ای شروع به گفتن حرف‌هایی کردند که چرا در این شرایط کنونی این ترانه را کار کردی؟ در حالی که اگر این افراد ذره‌ای از سیاست سررشته داشتند می‌گفتند: بارک‌الله! چون اگر در یک معامله شما مستقیم مطابق میل حریف کار کنی و بگویی ما همه‌جوره مخلص شما هم هستیم، حریف توی سرتان هم می‌زند ولی اگر دشمن بداند هنوز یک عده‌ای در کشورت مرگ بر آمریکا می‌گویند در بهبود روند مذاکرات خیلی کمک می‌کند. ترانه مرگ بر آمریکا کارکرد تاریخی- فرهنگی دارد. خواندم که برای همیشه بماند و شعار مرگ بر آمریکا همیشه پابرجاست. مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر ظلم، مرگ بر این همه جنایاتی که اتفاق افتاده، مرگ بر سر بریدن مردم در سوریه، مرگ بر کشتن مردم افغانستان و… همه مردم دنیا بر این مساله متفق‌القولند که تمام اینها مسببش آمریکا بوده است.
اولین بار که این آهنگ را در جشنواره عمار شنیدم فکری به ذهنم رسید. بخشی از مردم جهان مشتاق شنیدن این صدای ضدامپریالیستی هستند، مثل شهروندان کوبایی و همه مردمانی که از تازیانه‌های اقتصادی‌ ایالات متحده و کاپیتالیسم جهانی آسیب دیده‌اند.
ترانه‌های معترض من مثل مرگ بر آمریکا به زبان انگلیسی ساخته شده و نیت اجرای آن به سایر زبان‌های را از مدت‌ها قبل داشته‌ام.
یعنی تصمیم داری آهنگ‌هایی با همین مضامین به زبان انگلیسی بخوانی؟
هم آهنگ «گزینه‌ها» و هم «مرگ بر آمریکا» اشعارشان به زبان انگلیسی گفته شده، دقیقا با همان وزن و با همان سیلاب‌ها توسط آقای محسن راهجردی. با استادی تمام هم گفته شده و قرار است منتشر هم شود. این حرف فقط حرف مردم ایران نیست. یک حرف بین‌المللی است و ان‌شاءالله با اقبال جهانی مواجه می‌شود، به قول شما بسیاری از مردم دنیا تشنه شنیدن این حرف‌ها هستند.
نگاهت به تاجیکستان، افغانستان و سایر فارسی‌زبانان در سایر کشورهای جهان چگونه است؟ جنبش موسیقی لس‌آنجلسی‌ها سال‌هاست اقدام به برگزاری کنسرت در آنتالیا، دوبی، تاجیکستان می‌کند. ما بالاخره باید پیام‌های خودمان را به این کشورها منتقل کنیم، البته منظورم زبان فارسی است. چون فارسی‌زبانان در همه جای دنیا هستند. کسی تا به حال به شما پیشنهاد کرده که در مواجهه با این همه کنسرت لس‌آنجلسی که در تاجیکستان برگزار شده، یک بار یک کنسرت انقلابی آنجا برگزار کنیم. اصلا به نظرت چنین چیزی امکانپذیر است؟
بله! خیلی راحت. براحتی می‌توانیم این کار را انجام دهیم. فقط موضوع این است که اراده‌اش وجود ندارد. یک بار یک پیشنهادی شد و در همان مراحل اولیه پیشنهاد، در نطفه خفه شد!
سال ۸۸ در دوبی، یکسری شبکه‌های فارسی‌زبان داشتیم. زمان فتنه، هر شبکه‌ای که پشت سر فتنه ایستاد، ایرانی‌های مقیم دوبی به آن شبکه دیگر آگهی تبلیغاتی نمی‌دادند. شبکه تپش مثلا به این دلایل رسما تعطیل شد. پس در دوبی چنین پتانسیلی برای برگزاری این کنسرت وجود دارد. به نظرم به هر ترتیب این صدا باید از این مملکت بیرون برود و در کشورهای منطقه شنیده شود.
خواه ناخواه این اتفاق می‌افتد. من تابه‌حال فکر می‌کردم موزیک من فقط در هم نسل‌های خودمان یا در دانشجویان جواب بدهد ولی دیدم اینطور نیست. حتی بین خانواده‌های شهدا یا پدر و مادرها و حتی کودکان و نوجوانان رسوخ پیدا کرد.
بخش اعظم جامعه ما همگام با جامعه جهانی نگره ضدآمریکایی داریم چون طعم استعمار را تاریخمان چشیده است.
زمانی هدف من این بود که پیام آن دوستانی را به سایر مردم منتقل کنم که تا به حال خواننده نداشتند. دوستان هم از روی لطف، اسمش را گذاشته‌اند «صدای بی‌صداها»! یعنی ما خواننده نداشتیم. الان هم هنر من می‌تواند این باشد که حرف‌های روی زمین مانده را بخوانم که زیاد هم هست. الان تکلیف چیست؟ شما قیافه من را می‌بینید! نه خواب درستی دارم و نه خوراک خوبی. منظورم این است که به‌رغم ساخت آهنگ و اجرا که خود حکایتی است دشوار! وظیفه خودم می‌دانم به نوبه خودم خواننده و آهنگساز تربیت کنم.
چه فکر خوبی! سال‌ها دغدغه من این بوده که از کنار فیلمسازی مثل فلان فیلمساز اصولگرا یا حزب‌اللهی با هر عنوانی، فیلمساز دیگری بیرون نمی‌آید. از بغل دست فلان روزنامه‌نگار اصولگرا، یک روزنامه‌نگار اصولگرای دیگر بیرون نمی‌آید. این حرف تو خیلی مهم است که افق را به صورت جمعی می‌بینی و متاسفانه جریان اصولگرایی به فردگرایی و انحصارگرایی اندیشه رسیده، به دلیل اینکه تکثیر افراد اندیشمند در یک جبهه بزرگ فرهنگی مدنظرش نیست.
همه متفق‌القول بر این عقیده‌اند که این کار خودکشی است. یعنی می‌گویند تو الان در اوج اجراهایت هستی، بیایی و اجراهایت را نصف کنی و استعدادهای اطرافت را تربیت کنی در واقع خودت از بین می‌روی.  اما مشکل این است که طی چنین روندی به من خیلی فشار وارد می‌کند. ممکن است که در اجراهایم سوتی بدهم و همه از آن علیه من استفاده کنند تا به حال هم لطف خدا بوده که سوتی نداده‌ام چون کارهایی که یک هفته‌ای جمع می‌شود چه چیزی جز لطف خدا می‌تواند حامی آن باشد. ببینید به نفع من هم هست که مثلا ۵ نفر در این عرصه تربیت شده باشند و زمانی که حجم فعالیت‌ها زیاد باشد، من به هر کدام از همقطارانی که در آینده فرصت بروز و ظهور پیدا می‌کنند کاری را بسپارم تا فشار کمتری به من هم وارد شود. معتقدم اگر الان ۲۰ خواننده دیگر هم تربیت کنم به هیچ عنوان به موقعیت خودم ضربه وارد نمی‌شود. چون من نفر اول بوده‌ام و سبک خودم را دارم، ملودی‌های خودم را دارم، صدای خودم را دارم اما وقتی هیچ نهادی مسؤولیت تربیت نیرو را برعهده نمی‌گیرد، من هم بی‌اعتنا باشم؟
آثارت با تبلیغ دهان به دهان مردمی شنیده می‌شود اما برخی ترانه‌های موثرت شنیده نمی‌شود.
من درباره بیشتر دغدغه‌ها مثل شهدا، حجاب و خیلی حوزه‌های دیگر ترانه‌هایی خوانده‌ام. پارسال من ۷۰ کار ساختم. چرا شنیده نشدند؟ چون ما هنوز جریان نشدیم، هنوز ما یک رسانه منسجم نداریم که به این قضیه بپردازد. باید این رسانه و این جریان شکل بگیرد اگرنه ضربه زدن به سیاق فعالیت‌های حامد زمانی خیلی راحت است! ولی وقتی که یک جریان بشویم، دیگر ضربه زدن به چنین تولیداتی به این راحتی‌ها نیست. به قول شعر پایداری که می‌گوید: آتشی شعله نفرت افروخت تا مگر عشق پایان بگیرد/ غافل از اینکه او مثل ققنوس/ تازه در شعله‌ها جان بگیرد.
بگذار بحث را به سمت دیگری ببرم، خیلی این بحث برای من جذاب است و طی صحبت‌های چند روزه‌ای که با هم داشتیم می‌دانم بشدت از دغدغه‌های مشترک من و تو به شمار می‌رود. ما بچه حزب‌اللهی‌ها هوای هم را نداریم.
اینکه خیلی واضح است.
این در رسانه‌های ما هم وجود دارد.
مثال می‌زنم، من دعوت شدم به مراسمی که نمی‌دانستم قرار است در آن مراسم از من تقدیر شود، در آن مراسم همه جلوی من به‌به و چه‌چه می‌کردند، جلوی من و جلوی رئیسشان اما تعدادی از همان‌ها کسانی بودند که انواع و اقسام تلاش‌ها را برای ضربه زدن به من و کارشکنی انجام داده بودند. حامد زمانی تا وقتی که حرف تو را فریاد می‌زند خود تو است! ابراهیم حاتمی‌کیا تا وقتی ارزش‌های تو را فیلم می‌کند خود تو است! پس چرا من هر روز که از خواب بیدار می‌شوم باید تنم بلرزد که امروز قرار است بخش عمده‌ای از وقتم که باید صرف تولید شود صرف بیرون کشیدن چه چوب‌هایی از لای چرخ هدفم شود؟
ماجرای ۲۲ بهمن را دوست دارم بازگو کنی تا مخاطبان در جریان ماوقع قرار بگیرند. چون برای من نوعی که جذاب بود و البته دوست دارم حالا در قالب یک رسانه مردم از آن مطلع شوند.
قرار بود روز ۲۲ بهمن، قبل از آقای روحانی، من آهنگ «گزینه روی میز» را بخوانم، قرار بود یا تهران بمانم یا به اصفهان بروم. از شهرهای مختلف هم به من زنگ می‌زدند و بد و بیراه می‌گفتند که آقا ما تیزر تبلیغاتی برای شما نصب کرده بودیم چرا نمی‌آیید؟ گفتم: مگر گفته بودم می‌آیم؟ در اصفهان هم تیزر تلویزیونی اعلام می‌کرد مراسم ۲۲ بهمن با حضور حامد زمانی برگزار می‌شود، از طرفی صحبت‌هایی شده بود که در میدان آزادی اجرا داشته باشم اما به دلایلی نشد. رفتم اصفهان و صبح زود خمینی‌شهر اجرا داشتم که آنجا هم برایم اتفاقات شیرینی رخ داد، مثلا قاب عکسی از مادر شهید حیدری (مدافع حرم) هدیه گرفتم که آن مادر با دستخط خودش برایم قسمتی از شعر گزینه‌ها را نوشته بود، خلاصه اجرای آنجا تمام شد. به من خبر رسید که مراسم ۲۲ بهمن اصفهان تمام شد و به مراسم نمی‌رسیم، پس قرار شد بازگردیم ولی خبر دادند مردم نرفته‌اند و انگار مقدر است که این اجرا صورت گیرد، به خدا پناه بردم و این همان چیزی است که انسان به خاطر نفس باید از آن بترسد. به هر ترتیب رفتیم و اجرا کردیم و مردم همزمان با من اشعار را تکرار می‌کردند. واقعا عزت دست خداست. یک سایت خبرش را منتشر کرد که در «بزرگ‌ترین کنسرت انقلاب»، ۷۰ هزار نفر ایستادند و شعار «مرگ بر آمریکا» و «گزینه‌ها» را تکرار کردند. خوب چرا نباید از این پتانسیل استفاده کرد؟ شما اصلا از رسانه‌ها فهمیدید که این اتفاق افتاده است؟
حالا یک جریان ناآگاه و تهییج شده می‌دانم برای اذیت و آزار حتی تهدید کردن، حسابی فعالیت می‌کند.
اگر به جای حامد زمانی هر فرد دیگری هم بود همین اتفاق می‌افتاد. پوستم کلفت است. یک شبانه‌روز با من باشید تا ببینید چه پیامک‌هایی برای من و خانواده‌ام فرستاده می‌شود یا چه تماس‌هایی صورت می‌گیرد. مادرم بارها با خبرهای ناگواری که درباره من به او می‌دهند مسیر میمه– تهران را طی می‌کند تا جویای حال ما شود. هر کسی جای من بود از این موضوعات و اتفاقات به خوبی سوءاستفاده می‌کرد. البته طبیعی است چون درباره موضوعات انقلابی می‌خوانم به من حمله می‌کنند ولی من هیچ‌کدام از این اتفاقات و خبرهایی که هر روز تقریبا برای من و خانواده‌ام روی می‌دهد را مطرح نکردم. هرکسی که با من رابطه دارد از همسر، مادر و پدر، پسرخاله و… همه تحت‌الشعاع کارهای من قرار گرفته‌اند. باید یاد بگیریم اگر شخصی از اصول و آرمان‌ها و ارزش‌های ما حرف می‌زند یا دفاع می‌کند، ما هم در حد بضاعت از او حمایت کنیم. VOAمستندی درباره من ساخته بود و ۱۲ بار بازپخش کردند.
کنسرت مردمی ۲۲ بهمن اصفهان نشان می‌دهد اکثریت مطالبه فرهنگی مردم کاملا انقلابی است .
اصلا چرا راه دور می‌روید؟ حامد زمانی دو سال است وارد فضای موسیقی شده است. اکثر خواننده‌های مطرح مجاز ما ۱۵-۱۰ سال است که می‌خوانند اما در نظرسنجی‌های تلویزیونی یا رادیویی معمولا من جزو نفرات اول هستم. وقتی این پتانسیل هست چرا ما به آن اصولی نمی‌پردازیم؟
اینکه هنرهایی با این مضامین جواب نمی‌دهد را خود مدیران فرهنگی عنوان می‌کنند؟
بله! من کاری به حرف‌ها و شعرها ندارم. من رفتارها و فعالیت‌ها را می‌بینم… اقدام موثرشان در این زمینه چه بوده است؟ مثلا ببینید شاعران انقلابی ما، موزیسین‌های دغدغه‌مند ما که الی ماشاءالله هستند، با یک مدیریت صحیح می‌توانند سازماندهی شوند و به آثار موثر و محرک جبهه انقلابی ما تبدیل شود.
درباره خانه شاعران هم قزوه بحثی راه انداخته بود که به همین علت بود. موضوع این است که الی ماشاءالله ارگان فرهنگی داریم که عنوان متولی بودن دارند ولی در زمینه جمع کردن شاعران و خوانندگان انقلاب عملی انجام نشده است. معتقدم اگر فضا فراهم شود خیلی از خوانندگان پاپیولار هم به این سمت و سو کشیده می‌شوند.
در حال حاضر هم این اتفاق در شرف وقوع است. من تجربه این را دارم که اگر ما اخلاق درستی در برخورد با هنرمندان داشته باشیم همه آنها دوست دارند که برای انقلاب و ارزش‌ها کار کنند ولی چرا الان فضا به گونه‌ای است که اگر به خواننده‌ای شعری داده شود که در آن کلمه انقلاب وجود دارد، نمی‌خواند؟ چون اخلاق ما، درست نبوده. یعنی وقتی روی میز مذاکره با این هنرمند صحبت کرده‌ایم از ادبیاتی استفاده کردیم که به انزوا کشیده شده است ولی واقعا خیلی از آنها تمایل به چنین اجراهایی دارند.
حالا فارغ از دسته‌بندی‌های سیاسی، مخالفان فعالیت موسیقایی شما کسانی هستند که از طنین مرگ بر آمریکا آشفته می‌شوند و غده‌ آی لاو یو اسشان (I LOVE US ) درد می‌گیرد و در حوزه موسیقی همین افراد چشم ندارند تو را ببینند. چرا؟
پاسخ در یک ضرب و تقسیم ساده است! حامد زمانی دو سال است که به دنیای موسیقی وارد شده، او تا این حد طرفدار دارد. حالا تعریف می‌کنم در رادیویی که اصلا سایه من را با تیر می‌زنند چه اتفاقی افتاده است. یکی از دوستان تعریف می‌کرد که من در تاکسی نشسته بودم و مسابقه‌ای از رادیو پخش می‌شد. مسابقه بین ۸۷ نفر از خوانندگان بود. مسابقات رادیویی را در طول برنامه رأی‌گیری می‌کنند. مثلا آهنگ شماره یک از فلانی و ۲ و ۳ و ۴ و… و همیشه آخرین شماره، حامد زمانی است. چرا؟ به این خاطر که فلان خواننده ۳۵ دقیقه وقت برای رأی جمع کردن داشته باشد و حامد زمانی ۱۰ دقیقه. دوستمان می‌گفت؛ حالا ما نشسته بودیم و آهنگ‌ها یکی یکی پخش شد و من نگران بودم که در مقابل این همه ترانه‌های عاشقانه خوانندگان دیگر، برای یک آهنگ انقلابی حامد زمانی چه اتفاقی خواهد افتاد. حداقل امیدوارم بودم نفر یکی مانده به آخر بشوی تا آبروی ما نرود. به هرحال رأی‌گیری برگزار شد و مجری گفت یک‌ربع فرصت می‌دهیم تا رأی‌ها شمارش شود. من در تاکسی نشستم تا نتیجه را ببینم. مجری بالاخره آمد و با حالت متعجبانه‌ای گفت حامد زمانی با اختلاف زیاد به عنوان نفر اول به مرحله دوم راه پیدا کرد! دوست ما گفت واقعا متعجب شده بودم و باور نمی‌کردم. من گفتم چرا باور نمی‌کنید؟ باید باور کنیم تنها صدای انقلاب است که می‌ماند.
باور تو به کارهایی که انجام می‌دهی و اعتقاد راسخت تو را به سمت و سوی چنین آثاری می‌کشاند اما چگونه متوجه می‌شوی آنچه از دل تو برآمده بر دل مخاطبان می‌نشیند؟
دقیقا اتفاقات حین ساخت ترانه‌های امام رضا(ع) و «گزینه‌ها» و «مرگ بر آمریکا» افتاد که قصد تشریح این اتفاقات را ندارم و همین رویدادها برای ما استانداردی شد که هر وقت دلمان موقع تولید کاری، لرزید، آن کار حتما موفق خواهد شد. شهید آوینی پای تدوین کاری نشسته بودند و از سر شب تا نماز صبح ۲۰ مرتبه وضو گرفتند، همکارشان که پای تدوین کار نشسته بودند از او پرسیدند آیا مشکلی دارید که مدام تجدید وضو می‌کنید؟ شهید آوینی گفتند: نه! من می‌خواهم به شما یادآوری کنم که بدون وضو پای تدوین کار جبهه ننشسته باشید. واقعا اگر اعتقاد به کاری که انجام می‌دهیم نداشته باشیم هیچ موفقیت و اثری نخواهد داشت. من بارها امتحان کرده‌ام. اگر باور و اعتقاد در میان نباشد هر چقدر هم هزینه شده باشد، در نهایت دور انداخته می‌شود.
یعنی حتی نوازنده‌هایی که با تو کار می‌کنند به آن چیزی که می‌سازی، اعتقاد دارند؟
واقعا دارند.
خودت هم موقع خواندن، با وضو هستی؟
تو از من چیزهایی در این گفت‌وگو پرسیدی که نمی‌خواهم پاسخ‌های من جنبه ریاکارانه به خودش بگیرد ولی واقعیت این است من تاثیر وضو گرفتن در کارم را دیده‌ام. روایت داریم که اگر سوره «بینّه» را موقع سخنرانی بخوانید، نفوذ کلامتان بیشتر می‌شود. شاید این مسائل برای برخی افراد غیرقابل باور باشد ولی برای من زندگی است، اعتقاد من است. سوال اکثر خوانندگان بعد از «مرگ بر آمریکا» این بود که چه کردی این آهنگ تا این حد موفق شد؟ می‌گویم: من کاری نکرده‌ام.
به نظر تو دوران فتنه هنوز برای کار کردن در عرصه موسیقی موضوعیت دارد؟
عبرت‌های فتنه بله ولی خود فتنه دیگر موضوعیت خاصی ندارد.
در همان ایام فتنه یک گردان از خوانندگان لس‌آنجلسی در همراهی فتنه آهنگ خواندند و حمایت کردند ولی در اینجا دریغ از یک موسیقی! آن زمان هم به فکر خواندن بودی؟ دغدغه این موضوع را داشتی که باید کاری کرد؟
خیلی زیاد! ولی هیچکس به من اعتماد نمی‌کرد. حتی در برنامه دیروز، امروز، فردا آقای ماندگاران و بعد از آن آقای رنجبران اعتماد کردند، بعد هم آقایان ضرغامی و دارابی لطف داشتند.
با این وضعیت، آیا نمی‌خواهی در کنار کارهایی که انجام می‌دهی عاشقانه هم بخوانی؟ حتما باید مرتبط با موضوع انقلاب اسلامی باشد؟
هر چیزی که خارج از عشق زمینی باشد یعنی حرف‌هایی که ارزش باشد خواهم خواند. ولی راستش این روزها احساس می‌کنم حتی عاشقانه‌های خوبی هم نمی‌شنویم. همه اشعار به یک سمت می‌روند یعنی فکر چندانی روی آنها نمی‌شود ولی من اتاق فکر دارم و درباره گزینه‌های روی میز واقعا فکر شد. اگر برای اجرای عاشقانه‌ها هم کمی بیشتر فکر کنیم ممکن است تکان بخورد. این هم کار خداست که در بحبوحه‌ای که موسیقی ما رو به سراشیبی است حامد زمانی پیدا شود. باز هم اشاره می‌کنم برنامه‌ریزی و مدیریت امور واقعا دست خداست.
کافی است یک نفر خودش را در اختیار ارزش‌ها بگذارد همه چیز خودش سمت و سو پیدا می‌کند.
انصافا اگر پای خود را کج بگذاری حسابی زمین می‌خوری. من واقعا می‌ترسم. شب‌ها که می‌خوابم ۲۰۰ تا آیت‌الکرسی می‌خوانم که آبروریزی نشود. خیلی‌ها بودند که وارد این عرصه شدند و پایشان لغزید و رفتند. یکی از دوستان به من می‌گفت؛ من به خیلی از افرادی که وارد چنین عرصه‌هایی می‌شوند گفته‌ام که خیلی مراقب طی مسیر خطرناکی که در پیش دارند باشند ولی همه در جواب گفتند حواسمان هست اما وقتی به تو گفتم، گفتی بله حاج‌آقا احتمالش هست بلغزم، پس برای من دعا کنید.
کنسرت چی؟
تجربه خوبی از کنسرت داشتم. یک سال و نیم قبل در برج میلاد برای من کنسرتی برگزار شد که آن زمان هنوز این اتفاقات هم نیفتاده بود، در شب اول اجرا رزرو بلیت ما باورنکردنی بود. از این می‌ترسم که افرادی بیایند که با اسم حامد زمانی قمار کنند. یعنی بعد از کنسرت‌های من حرف‌های خوبی شنیده نمی‌شود. برای همین می‌خواهم خودم برگزار کنم. ببینید من ۷۰۰ نفر را در سئانس برج میلاد بازگرداندم و همانجا این جرقه به ذهن من رسید که جنس کنسرت حامد زمانی نباید در برج میلاد باشد. باید بلیت آن ۱۰ هزار تومانی باشد. جایی باشد که همه بیایند. واقعا به عده‌ای برخورده بود که چرا باید برای کنسرت حامد زمانی که از خودمان هست ۹۰ هزار تومان بپردازیم. من واقعا می‌خواستم قیمت بلیت را سرشکن کنم ولی مقررات تا یک حدی اجازه این کار را می‌داد.
دوست نداری  طرفدارانت بابت کنسرت زیاد پول بدهند؟
نه! نباید بدهند.
حالا سوال جنجالی مرا پاسخ بده. دائما از این طرف و آن‌طرف می‌شنویم که بی‌جهت و برای جوسازی می‌گویند رسانه ملی رانت حامد زمانی است و…
خوب دیگران هم درباره مفاهیم ملی و شهدا بخوانند، چرا نمی‌خوانند. موقع سال تحویل و اعیاد آقایان n  تومان می‌گیرند و در برنامه‌های تلویزیون حاضر می‌شوند. می‌توانم راجع به همین دوستانی که صبح تا شب علیه من فرافکنی می‌کنند درباره زد و بندهایشان افشاگری کنم. حامد زمانی که زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی از ارزش‌ها می‌خواند را متهم می‌کنند و خودشان از گل و بلبل می‌خوانند وقتی پشت پرده را بررسی می‌کنید درخواهید یافت که از رانت‌های بیشتری استفاده کرده‌اند.


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت: 15:40 منتشر شده است
نظرات(1)

مدیران فرهنگی از نگاه “رهبری” الگو بگیرند !

بازدید: 697

 

 حامد زمانی خواننده جوان انقلابی کشور در گفتگو با خبرنگار نظر۱ گفت: در رابطه با اشعار که خوانده میشود بیشتر دقت شود چون احساس می کنم از آن موقعی که حضرت آقا بر روی مقوله شعر دست گذاشتند که تشویق بسیاری از شعرا را نیز به همراه داشت، شعر آیینی، انقلاب و کلا شعرا رزشی یک رونقی گرفت.

زمانی افزود : بین شاعران جوان برای اینکه خدمت حضرت آقا برسند و یا حتی تشویق ایشان را جلب کنند یک رقابت شیرین به وجود آمد که همین رقابت سطح شعر آئینی ما را بهبود بخشید و این نشان می دهد که اگر همه مدیران فرهنگی همین نگاه حضرت آقا را داشته باشند چه وضعیتی در انتظار شعر  خواهد بود.

وی افزود :چون خودم در وادی شعر و شاعری هستم می بینم بسیاری از استعدادها ناشناخته می مانند و در این وضعیت نابسمان نشر له شده و یا اصلا نادیده گرفته و سرخورده می شوند.

 

زمانی در باره ی اوضاع نشر گفت : خیلی اوضاع خرابی است که حتی کتب پر فروش ما فروش ناچیزی دارند و حق الزحمه شاعر و کسانی که شعر می گویند بسیار ناچیز است و بچه ها در این عرصه فقط با عشق کار می کنند و در واقع نگاه مادی وجود ندارد.

در مقابله با دشمن افزود :موسقی ابزار دست ما هم است و می توانیم از ان بر علیه دشمن استفاده کنیم  و با علم در این عرصه قدم بگذاریم .

وی خاطر نشان شد : کار های موسیقی که در رابطه جنگ انجام شده است در انتهای ان را که برسی می کنیم ضد جنگ است در صورتی که جنگ همه افتخار ماست .

در مورد موسیقی کشور گفت :  به موضوع موسیقی در کل کشور نگاه سطحی است که در  آهنگسازی و تنظیم  وموارد دیگرهیچ فیلترینگ وجود ندارد و تنظیم کننده ها سطحی کار را تنظیم می کنند وهرکسی صدای خوب داشته باشد و پول هم داشته باشد می اید و می خواند و نظارتی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد می شود با پول نتیجه گرفت و حل شود وبا این موسیقی نمی شود به دشمن ضربه  وارد کرد وحرکتی به وجود نمی اید .

 

وی گفت : ما اصل و رسالت هنر را فراموش کردیم که اگر در مورد چیزی می خوانیم  باید ریشه آن را در بیاوریم و هدف داشته باشیم  .

وی افزود: ما باید به سمتی شعر برویم ودر کشورمان تنظیم کننده های خوب کم نداریم و کار باید هدف داشته باشد و پای کارخوب بایستیم  وهنرمندان ما باید انقدر کار خوب بخوانند تا سلیقه مردم عوض شود .واگر یک کار بی محتوا بخش می شود  مردم آن را تحریم کنند تا کار های سطحی در کشور از بین برود ونظارت در بخش موسیقی بیشتر شود وما به گوش خود احترام بگذاریم که هر چیزی قابل گوش دادن نیست .

 

وی از کار بعدی خود خبر داد: برای شهدای مدافع حرم خوانده است.

زمانی از برنامه دیگرش گفت : که در جشن بزرگ منتظران که جمعه شب ساعت ۹ در میدان امام حسین (ع) تهران  اجرای زنده دارد و از کار جدید خود را اجرا خواهد کرد .


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت: 15:38 منتشر شده است
نظرات(0)

ویدئو اجرای حامد زمانی در جشن بزرگ انتظار۲۳/۳/۹3

بازدید: 1459

این جشن که در روز جمعه ۲۳ خرداد سال ۹۳ برگزار شد با استقبال گرم مردم در میدان امام حسین روبه رو شد.

در این جشن حامد زمانی به اجرای قطعاتی پرداخت.

IMG_3503_0

ویدئو ی اجرای قطعات راز روشن،گزینه های روی میز،صبح امید،وعشق پاک و ویدئوی خوانده شدن دعای فرج توسط حامد زمانی را هم اکنون میتوانید دانلود کنید.

برای دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید.

دعای فرج با اجرای حامد زمانی

اجرای آهنگ راز روشن

اجرای آهنگ صبح امید

اجرای آهنگ گزینه های روی میز

اجرای آهنگ عشق پاک

اجرای آهنگ حضرت علی اکبر(روز جوان)

مشاهده آنلاین ویدیو در ادامه مطلب...


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: پنج‌شنبه 23 مرداد 1393 ساعت: 16:21 منتشر شده است
نظرات(0)

گزارش تصویری از رونمایی آهنگ میکشیم-۳

بازدید: 676

گزارش تصویری از رونمایی نماهنگ می کشیم - 3

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت: 16:56 منتشر شده است
نظرات(0)

گزارش تصویری از رونمایی آهنگ میکشیم-۲

بازدید: 607

گزارش تصویری از رو نمایی جدید ترین اثر ضد استکباری حامد زمانی به نام میکشیم در کافه نخلستان سازمان هنری رسانه‌ای اوج

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت: 16:53 منتشر شده است
نظرات(0)

سری دوم شعر گرافی های حامد زمانی

بازدید: 782

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: سه‌شنبه 21 مرداد 1393 ساعت: 14:58 منتشر شده است
نظرات(0)

اجرای حامد زمانی در مشهد-خورشید غزه

بازدید: 1146

دبیر خانه بین المللی خورشید غزه واقع در مشهد طی مراسمی از حامد زمانی دعوت به عمل آورد .

در این مراسم صدای بی صداها فریاد های حمایتی خودرا برای مردم غزه هم صدا با حضار سرداد.

قطعات میکشیم،امام رضا،مرگ برآمریکا و گزینه های روی میز توسط حامد زمانی در طی این مراسم اجرا شد.

این مراسم در تاریخ چهارشنبه ۱۵ مردادماه ۱۳۹۳ در مشهد برگزار شد.

تصاویر این مراسم را میتوانید در زیر مشاهده کنید.

khorshid-gaza (1)


می پسندم نمی پسندم

این مطلب در تاریخ: دوشنبه 20 مرداد 1393 ساعت: 15:14 منتشر شده است
نظرات(0)

ليست صفحات

تعداد صفحات : 29

ورود کاربران


» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

تبلیغات

متن

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 282
کل نظرات کل نظرات : 74
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا تعداد اعضا : 39

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 14
بازدید دیروز بازدید دیروز : 0
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 2
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
آي پي امروز آي پي امروز : 7
آي پي ديروز آي پي ديروز : 0
بازدید هفته بازدید هفته : 17
بازدید ماه بازدید ماه : 18
بازدید سال بازدید سال : 18
بازدید کلی بازدید کلی : 18

اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی آی پی : 216.73.217.20
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
تاریخ امروز امروز : جمعه 02 مرداد 1405

درباره ما

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران